تبليغاتX
آوانگارد


سلام ! راستش را بخواهید ، هیچ وقت به اینترنت و فضای مجازی خوشبین نبودم . روحیات سخت گیرانه ام در نوشتن ، با سرعت و تساهل وبلاگ نویسی سازگار نبود .  برای من همواره این پرسش محوری وجود داشته است که هدف از نوشتن چیست ؟ این پرسش از فرط سادگی ، بدیهی انگاشته می شود ، اما نوشتن ، بی آنکه به این سوال اساسی پاسخی داده شود ، کاری بیهوده و یا خودنمایانه خواهد بود . این خودنمایی در عرصه ی هنر به اوج خود می رسد . چرا که اظهار نظر کیفی و فله ای در باب آنچه « پدیده ی هنری »  خوانده می شود ، در زمره ی ساده ترین کارهاست . شاید در محافل دوستانه و غیردوستانه شنیده باشید که چه احکام قطعی و بی بازگشتی در قبال فیلمها ، کارگردانان ، خوانندگان و ... صادر می شود . فیلمی « شاهکار » خوانده می شود و بر تارک اثری دیگر ، چند فحش آبدار! اما ملاک این قضاوت ها چیست ؟ بگذارید اینگونه بگویم که متاسفانه سنگ بنای نقد نویسی در ایران ، کج نهاده شده است . نقد نویسی با ریویو نویسی هم ارز دانسته شده و مهم ترین چالش ذهنی منتقد سینما را « خوب » یا « بد » بودن فیلم ها گرفته است . اما فیلم ها ( همچون هر پدیده ی هنری دیگری ) ، تنها نقطه ی عزیمت ما هستند . آنها دریچه ای به سوی دنیای بی کران اندیشه می گشایند و از این رو ، هدف غایی ما محسوب نمی شوند . برای ما فیلمی چون سال گذشته در مارین باد ( آلن رنه ) باید در حکم نقطه ی عزیمتی به سوی اندیشه های هانری برگسن یا دنیای نوشتاری روب گریه باشد ، نه اینکه ما را در گزاره هایی چون :« این فیلم مبهمی است » یا « بسیار پیچیده است » غرق کند . البته می دانم که روزگار جدید مبتنی بر « صورت مساله ها » ست ، اما چگونگی طرح این صورت مساله ها نیز مهم است .  امیدوارم با همراهی دوستان نادیده ی دنیای مجازی ، رویکردی متفاوت به پدیده های هنری اندازیم . سینما نه تنها نمرده است ، که چونان طفلی نوپا در آستانه ی راه بی انتهای خود قرار دارد .  بیایید با سینما بزرگ شویم ! 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 12:22  توسط هادي  |